احمد بن محمد ميبدى

346

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

پياده ( كك ) ، وزغ و غوك ( مگل ) و خون ، نشانهاى پيدا و از يكدگر گسسته و مهلت در ميان افكنده ، ليكن گردن‌كشى كردند و قومى بدكردار و بزه‌كار بودند . 134 - وَ لَمَّا وَقَعَ عَلَيْهِمُ الرِّجْزُ قالُوا يا مُوسَى ادْعُ لَنا رَبَّكَ بِما عَهِدَ عِنْدَكَ لَئِنْ كَشَفْتَ عَنَّا الرِّجْزَ لَنُؤْمِنَنَّ لَكَ وَ لَنُرْسِلَنَّ مَعَكَ بَنِي إِسْرائِيلَ . و هرگاه كه عذابى ديگر به آنان افتادى گفتند اى موسى ، براى ما خداى خويش را بخوان و از او بخواه به آن پيمان كه ما را به نزد تو است كه اگر اين عذاب را از ما باز برى و بردارى ، ما به تو بگرويم و تو را به راست داريم و فرزندان اسرائيل را با تو فرستيم . 135 - فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُمُ الرِّجْزَ إِلى أَجَلٍ هُمْ بالِغُوهُ إِذا هُمْ يَنْكُثُونَ . پس چون عذاب را از ايشان باز برديم تا آن درنگ كه ايشان درخواسته بودند و به آن رسند ، آن وقت پيمان مىشكستند و از پذيرفتن باز مىآمدند . 136 - فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِي الْيَمِّ بِأَنَّهُمْ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ كانُوا عَنْها غافِلِينَ پس ما از ايشان كين كشيديم ، پس از آن آنها را به اين سبب كه نشانىهاى درست ما را دروغ پنداشتند و از آن ناآگاه بودند در دريا غرق كرديم . ( تفسير ادبى و عرفانى ) 127 - وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ . آيه . فرعون بىچون يعنى آن مهجور مملكت و مطرود درگاه عزّت و زخم‌خوردهء عدل ازل ، چون خود را در برابر موسى بر مقام عجز بديد و در كار ملك خود وهن ديد و قبطيان از او طلب مىكردند تا بر موسى و قوم او تطاول جويند و همىگفتند : آيا موسى و قومش وامىگذارى ؟ كه در زمين فساد كنند و تو را و خدايان تو را واگذارند ؟ آن بخت‌برگشته را ننگ آمد كه قصور قدرت و ناتوانى خود را به ايشان نمايد ، يا به ضعف و عجز خود اعتراف كند ، همى زبان به تهديد بگشاد و گفت : پسران آنها را مىكشيم و زنانشان را زنده مىگذاريم ! آرى ، او تدبيرى بباطل همىساخت و خداوند هم تقديرى به باطن همىكرد كه انتقام گرفت و همگى را در دريا غرق نمود . نوشته‌اند : روزى جبرئيل به صورت مردى نزد فرعون ظاهر شد و پرسيد : چه گوئى دربارهء مردى كه بنده‌اى دارد و او را مال و جاه و نعمت دهد ، آنگاه بر خواجهء خود عصيان و تمرّد آرد ؟ و خواهد كه بر او مهتر شود ؟ فرعون گفت : جزاى چنين كسى آنست كه او را به آب كشند ! از حضرت ربّ عزّت فرمان آمد كه : اى جبرئيل ، اين فتوى و نظر را در نظر داشته باش تا آن روز گوئى : اى فرعون اين غرقاب نتيجهء آن عصيان و تمرّدى است كه نسبت به خداوند آفرينندهء خود كردى ! 128 - قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ اسْتَعِينُوا بِاللَّهِ وَ اصْبِرُوا . آيه . موسى قوم خود را ارشاد كرد كه شما دست در حبل عصمت خداوند زنيد و از نصرت وى نوميد مباشيد و بر ضمان او تكيه كنيد كه خود فرمود : يارى مؤمنان به عهدهء ما است و در هر حال يارىدهنده او است ، يارى از وى خواهيد كه او فرج‌آورندهء غمها و گشايندهء درها است ، پس بر بلاى فرعون صبر كنيد تا روزى به سرآيد و دولت شما دررسد و ماه وى در خسوف افتد و آفتاب شما از برج شرف تابش گيرد . 129 - عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ . آيه . بر ذوق اهل معرفت : عدوّ در اينجا اشاره به نفس امّاره است كه مصطفى فرمود : دشمن‌ترين دشمنان تو نفس تو است كه ميان دو پهلوى تو است ! و زمين ( در آيه ) اشارت است به اعضاء و جوارح تن كه اصل آن خاك است و خليفه قرار دادن ( در آيه ) اشارت است به دل كه تا نفس نميرد دل زنده نگردد و مىگويد : از لطف و كرم الهى گوش داريد كه شما را بر نفس امّاره نصرت دهد تا آن را مقهور كنيد و راه